. چندين بار تصميم به لاپاراسكوپي گرفته اند تا علت شكم درد مشخص گردد، نسخه هاي بيش از شصت هزارتوماني همكاران فوق تخصص داخلي را بارها و بارها تجربه كرده است .در نهايت يكي از همكاران با احتمال اينكه نامبرده ضعف سيستم ايمني دارد .خانواده اش را از ادامه درمان مايوس كرده است .بطور اتفاقي پاي وي به مطبم كشيده شد و با توضيح كاملي كه از بيماريش داد ، ذهنم را به انواع انگلها كه بطور مداوم در مركز بهداشتي و درماني در خواست آزمايشاتش را ميكنم معطوف شد . آزمايش SLE ؛ انگل ژيارديا گزارش كرد و با يك نسخه هزار توماني مترونيدازول ؛ بهبودي حاصل شد و حاصل بهبودي چيزي نبود جز يك جعبه شيريني تر از يكي از قنادي هاي پايين شهر.
بيمارم بهبود يافت ولي من همچنان نگران از طولاني شدن فرآيند درمان و افزايش هزينه ها و حتي نتيجه بخش نبودن آنها .
بيمار من در طي اين راه هيچ اشتباه و گناهي ندارد ، او بارها وبارها شنيده است كه پزشك عمومي ، پزشك سرماخوردگي است و با مراجعه به مراجع بالاتر نتيجه بهتري خواهد گرفت . و او به اميد درمان بهتر و سريعتر به همكاران محترم متخصص اعتماد كرده است.
در اين نظام سلامت كه ورودي و خروجي مشخصي ندارد وجاده هاي سلامت بدون داشتن نورافكن طراحي شده اند ، در مسيري كه من پزشك عمومي تعريف نشده ام و جايگاه مشخصي ندارم و در گرد وغبار تبليغات تخصص گرايي كم رنگ شده ام ،نتيجه اين ساختار معيوب سردر گمي بيمار و مشكل اشتغال من پزشك عمومي خواهد بود .
دردي كه بارها از آن صحبت شده است و قضيه ميرود كه لوث شود .
ميگويند براي اينكه عزت و شرف يك جامعه را پايمال كني ، بهترين راه مخدوش نمودن چهره فرهيختگان همان جامعه است.
